کد خبر: ۴۱
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۵
عاملان جنایت در جاده تلو 2 دوست هستند که یکدیگر را محکوم می‌کنند و هر کدام دیگری را قاتل می‌شناسند. 3 دوست برای قلیان کشیدن به لشگرک رفتند و جنایتی خاموش را رقم زدند.


به گزارش روزگار نو، روز 8 آذرماه سال جاری مردی با مراجعه به شعبه 5 دادیاری دادسرای امور جنایی تهران از ناپدید شدن پسرش خبر داد و گفت: پسرم محمدصادق 3 روز پیش ساعت 7 شب برای خرید لباس به همراه دوستش نقی به تهرانپارس رفت، من 170 هزار تومان به وی دادم و پسرم از خانه خارج شد و چند ساعت بعد نقی به جلوی در خانه آمد و سراغ پسرم را گرفت که خیلی تعجب کردیم، چون پسرمان باید کنار او بود.

پدر نگران در ادامه به دادیار گفت: چند روزی است از پسرم خبری نیست. از دوستانش پرس‌وجو کردم که آنها نیز اطلاعی از وی ندارند، گوشی موبایلش هم خاموش است و من و مادرش خیلی نگران و دلواپس هستیم. با ادعاهای این پدر، پرونده برای یافتن سرنخی از پسر گمشده در اختیار تیمی ویژه از اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت و کارآگاهان در نخستین اقدام نقی را ساعت 2 بعدازظهر روز 19 آذرماه در منطقه شوش دستگیر کردند. نقی در بازجویی‌های پلیس هرچند دستپاچه بود اما توانست داستانی دروغین را پیش روی پلیس قرار دهد.

وی ادعا کرد: آن روز قرار بود به همراه محمدصادق به تهرانپارس برای خرید کاپشن برویم ولی در میانه راه محمد پشیمان شد و به سمت لشگرک برای کشیدن قلیان رفتیم، آنجا با 2 پسر جوان درگیر شدیم و من برای اینکه خودروام در جریان درگیری آسیب نبیند چند لحظه صحنه را ترک کردم و خودروام را در جایی مطمئن پارک کردم و به صحنه درگیری بازگشتم که با تعجب دیدم اثری از دوستم نیست و تنها چیزی که پیدا کردم یک لنگه کفش خونی محمد بود که در آنجا به جا مانده بود. با اظهارات نقی، کارآگاهان برای روشن شدن موضوع به منطقه لشگرک رفتند و دست به تحقیقات محلی زدند اما هیچ یک از مغازه‌داران و اهالی آنجا ادعاهای نقی را قبول نداشتند و گفتند در چند هفته اخیر هیچ درگیری در آنجا ندیده‌اند. با توجه به ادعای دروغ نقی وی که آشفته بود در ادعای جدیدی به کارآگاهان گفت: هنگامی که کفش خونی محمدصادق را پیدا کردم کمی آن‌طرف‌تر جسد وی که زیر خاک مدفون شده بود را دیدم که سرش از خاک بیرون بود و تنها کاری که توانستم انجام بدهم این بود که سرش را زیر خاک کنم تا آسیبی نبیند.

براین اساس کارآگاهان باز به لشگرک بازگشتند و با راهنمایی نقی با جسد سوخته محمدصادق که زیر خاک دفن شده بود روبه‌رو شدند. کارآگاهان که خود را در برابر یک قتل هولناک می‌دیدند برای روشن شدن موضوع دست به تجسس‌های میدانی زدند و پس از بازجویی‌های فنی متوجه شدند که جوان دیگری در طراحی و کشتن محمدصادق نقش داشته است. نقی که دیگر چاره‌ای جز بیان حقیقت نداشت، اعتراف کرد: زمانی که من و محمدصادق قصد داشتیم برای خرید به تهرانپارس برویم یکی از دوستانم به نام «خالد» تماس گرفت و گفت او هم می‌خواهد همراهان بیایید. در نهایت او هم آمد و در بین راه تصمیم گرفتیم برای تفریح و قلیان کشیدن به لشگرک برویم. در میانه‌راه در جاده تلو توقف کردیم و پایین آمد و مناظر دره‌ها را می‌دیدیم، هوا سرد بود و من رفتم و داخل خودرو نشستم و محمدصادق و خالد همچنان بیرون ایستاده بودند.

ناگهان دیدم خالد قمه‌ای را از زیر لباسش بیرون کشید و از محمدصادق خواست تا پول‌هایش را به وی بدهد، درگیری سریع بالا کشید و خالد با چند ضربه قمه محمد را نقش زمین کرد و با چاقوی کوچکی که به من داد تهدیدم کرد که من نیز چند ضربه به پهلویش بزنم که من هم مجبور شدم این کار را انجام بدهم. بعد از آن محمد را دفن کردیم و به تهران بازگشتیم و جلوی خانه پدرش رفتیم و به دروغ عنوان کردیم که محمدصادق با ما نبوده است و دوباره به جاده تلو بازگشتیم و خالد با بنزین جسد محمد را آتش زد.

3 روز بعد هم دوباره به آنجا بازگشتم و در حالی که سر محمد بیرون خاک بود، وی را به طور کامل زیر خاک دفن کردم. با اعترافات تکان‌دهنده و هولناک نقی، کارآگاهان مخفیگاه خالد را در منطقه شوش شناسایی کردند و ساعت یک بامداد دوشنبه 26 آذرماه با یک عملیات ضربتی وی را که قصد داشت از طریق پشت‌بام‌ همسایه‌ها فرار کند، دستگیر کردند. خالد نیز در بازجویی‌ها ادعا کرد در رابطه با به قتل رساندن دوستش هیچ دخالتی نداشته است بلکه نقی، محمدصادق را با ضربات چاقو و قمه به کام مرگ فروفرستاده است. بنابراین گزارش و با توجه به ادعاهای ضدونقیض 2 جوان دروغگو، پرونده در حال حاضر در اختیار پلیس آگاهی قرار دارد و کارآگاهان سعی دارند در بازجویی‌های فنی هر چه سریع‌تر قاتل اصلی را شناسایی کنند.

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:

1- لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری فرمایید.

2- از توهين، افترا، یا تهمت به افراد و گروه ها بپرهیزیم.